تبليغاتX
هلندی سرگردان - پینوکیو ی دوست نداشتنی...
دیروز رفته بودم کوه چهل چشمه!خیلی هم خوش گذشت!امروز هم سرما خوردم هم دچار گرفتگی عضله شدم!شبیه جنازه ها شدم!امروز هم با همین حالم آمدم دانشگاه،رفتم پیش دکتر میار-استاد پایان نامه ام- گزارش کارهای نکرده ام را بدهم!!در کمال خونسردی به استاد گفتم از ۷ فروردین تا حالا بیمارم و ایمنی بدنم اومده پایین و دچار انواع بلایای طبیعی و غیر طبیعی شدم!استاد هم نذاشت بیشتر حرف بزنم!گفت تو حالت خوب نیست الان و برو خونه و نگران پروپزال نباش....

خیلی غصه دارم!باورم نمی شه به استادی که انقدر دوسش دارم این شر و ور ها رو گفتم!!فکر نمی کردم یه زمانی برسه که بتونم جرات مو از دست بدم و آدمی که برام با ارزش هس رو احمق فرض کنم!

+ نوشته شده در شنبه بیست و چهارم فروردین 1387ساعت 15:14 توسط هلندی سرگردان |