تبليغاتX
هلندی سرگردان - موش کورِ خرتنبلِ...

علاوه بر من،موش کور ها هم با این روش گذران عمر می کنند!!

روز های دغدغه های واقعیست!روز های نوشتن proposal و کار وآینده و از این حرف های ترسناک!!خب اولین راکشن یک آدم خر تنبل فراراست!من خزیده ام به غار خودم و اصلا هم خیال بیرون آمدن ندارم!کتاب هم می خوانم و فیلم هم می بینم و روز گار خوشی دارم برای خودم!فقط اگر تا آخر سال از موضوع پایان نامه ام دفاع نکرده باشم ترمم حذف می شود!!!!نمی دانم تو وبلاگ کی از قول ISO خواندم که "دایناسور ها از بین رفتند چون به موقع نتوانستند تشخیص دهند چه زمانی باید وزن کم کنند"*

خوب به زودی من منقرض می شم!چون اصلا زمان رو درک نمی کنم!!برای تکمیل خوش گذرانی هام!!رفتم تو تیم فوتسال شیرگاه !بدیش اینه که اصلا نمی شه تو فوتسال تنه و تکل زد!!منم که بازیکن تکنیکی!!!یه مسابقه جدی دوستانه  هم تیممون داشت که مربی منم min 15  گذاشت تو زمین (من هنوز 3 هفته هم نمی شه عضو تیمم!) که طی اون یه پاس گل به حریف دادم ویه تک به تک خراب کردم!(کفتم که ، هنوز 3 هفته هم نمی شه که عضو تیمم).5-0 هم باختیم!!

حالا منظورم از نوشتن این چرت و پرت ها  چیه عاقلان دانند!!

دوستان اندکی که اینجا رو هنوز می خونین می شه چند تا فحش برام بزارین!!واسه تنوع می گما!!

*:رعایت حق کپی رایت بود  با ذکر منبع و ماخذ مثلا!!چقد من متمدنم!!!

+ نوشته شده در جمعه هفدهم اسفند 1386ساعت 2:14 توسط هلندی سرگردان |